🍃💐 یک خانم بد حجاب به چهار گروه لطمه می زند: 😔

  • ۰۴:۱۶

1- در خیابان جوان عفیف نمی خواهد به چهره این خانم نگاه کند، بنابراین به خودش فشار می آورد و سرش را پایین می اندازد؛ پس این فرد اذیت می شود و حقش ضایع می شود زیرا می توانست راحت در خیابان راه برود مثل فردی که وقتی آلودگی هوا وجود دارد مجبور است ماسک بزند.


2- به جوان بی بند و بار هم ظلم می شود زیرا این جوان وقتی این خانم را در خیابان می بیند ازدواجش به عقب می افتد چون مجانی دارد نیازش را برطرف می کند؛ فرد باید نیازش را با ازدواج برطرف کند نه هرزگی و چشم چرانی.


3- چنین خانم هایی به ما می گویند که چرا ازدواج های مان عقب افتاده است؛ متاعی که باید گران بفروشند دارند مفت در خیابان حراج می کنند یعنی دارند به خودشان ظلم می کنند.


4- به متأهل ها هم ظلم می شود؛ زیرا آقایان متأهل چشم شان به این خانم می افتد که خیلی مرتب است، وقتی به خانه می روند خانم را در آشپزخانه می بینند که خیلی مرتب نیست و به خاطر همین قیافه را مقایسه می کنند و شروع به بهانه گیری می کند و زندگی به هم می ریزد.

🍃💐دستورالعملی عجیب، برای کنترل چشم چرانی🍃💐

  • ۰۴:۱۵

فردی نزد آیت‌الله میرزا جواد آقای ملکی تبریزی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) آمد و گفت:

 آقا! قبل از ازدواج، گاهی چشمم خطا می‌کرد، 

گفتم: ازدواج می‌کنم الحمدلله راحت می‌شوم، 

امّا هنوز هم خطا می‌کنم و یک موقعی چشمم به ناموس دیگران می‌افتد، استغفار می‌کنم، امّا چه کنم❓

 گرفتارم، 

یک نسخه بدهید؟!

فرمود: قانع نیستی. 

اگر به آن چه که داری قناعت داشته باشی، اعضاء و جوارحت این قناعت را لمس می‌کنند و این‌طور نمی‌شود.

اولیاء خدا یک نسخه داده اند که هر کس حتّی اگر تمکن مالی دارد، باید عمل کند و اتّفاقاً از لحاظ بهداشتی هم به دردمان می‌خورد.

می‌گویند: اوّلاً گرسنه شو و بعد سراغ غذا برو. 

بعد هم موقعی که گرسنه هستی و سر غذا نشستی، یک مقدار که خوردی، دیدی همچنان می خواهی،

 بگو: نمی‌خواهم❗️

اگر می‌خواهی قانع بشوی، حتی موقعی که ولو تمکن مالی داری، کمتر بخور، به تعبیر عامیانه دائم پرس روی پرس می‌خوری که چه❓

می‌گویند: اگر می‌خواهید قناعت‌پیشگی را یاد بگیرید 

اوّل از لقمه شروع کنید 

این نسخه اولیاء است که بیان می‌کنم

اگر توانستی این شکم بی‌هنر را کنترل کنی، چیزهای دیگر را هم کنترل می‌کنی. آن‌وقت معلوم است دیگر، کسی که به حلالش مراقبت کند و کم بخورد، دیگر دستش به طرف شبهه‌ناک و حرام نمی‌رود.

لذا آیت‌الله آمیرزا جواد آقای ملکی تبریزی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) فرمود: 

تو قانع نیستی

یعنی چه

 اگر ما باشیم می‌گوییم که تو کنترل چشم نداری، شهوت داری،

 امّا ایشان گفتند

 تو قانع نیستی، یعنی در حقیقت سرچشمه را به او نشان داد.

اولیاء خدا می‌گویند:

 اگر یک قدم به نفست جواب دادی، قدم دوم هم می‌خواهد. اگر یک‌بار گفتی: بیا، 

این شربت به ظاهر گوارای دنیا را بگیر، باز هم می‌خواهد، چرا که حریص و سیری ناپذیر است، تو را می‌کشد، امّا سیر نمی‌شود، لذا باید خیلی مواظب باشیم.

🍃💐قمر در عقرب چیست؟

  • ۰۵:۱۲

قمر در عقرب به این معنا است که (برای کسی که روی زمین قرار دارد) کره ماه، برابر صورت فلکى" عقرب" واقع شده است.


در روایتی امام صادق علیه السلام می فرمایند: 

« هر کس در هنگامی که قمر در عقرب باشد، 

مسافرت یا #ازدواج نماید، خیری نمی بیند». 

بر اساس روایات و نیز علم نجوم و اخترشناسی؛ 

خواندن عقد ازدواج، مسافرت، اقدام برای بچه دار شدن (انعقاد نطفه)، افتتاح کار و کسب و تجارت، حجامت، تعیین و تغییر نام، گذاشتن سنگ بنای کارهای مهم و بطور کلی انجام هر یک از کارهای اساسی در روزهای نحس و قمر در عقرب هم از نظر علماء دینی و هم از نظر منجّمین توصیه نمیگردد بلکه علما فتوی به کراهت اعمال بالا در ایام قمر در عقرب داده اند .

ازدواج روشن

  • ۰۴:۴۷

همسر شهیداحمدی روشن :

.

 آقا مصطفی مرا در دانشگاه دیده بود و میگفت:«حجب و حیای و متانت تو

با دیگران فرق میکرد و دلیل اصلی انتخابم این بود»

ایشان فوق العاده صادق بودند،زمانی که پیشنهاد ازدواج دادند،به من گفتند:

«من نه کار دارم،نه سربازی رفتم و نه درسم تمام شده»بنده با توجه به محبت،

ایمان و صداقت آقا مصطفی رضایت اولیه را دادم و این قضیه ۳ سال طول

کشید.من و آقا مصطفی سال ۸۲ عقد و سال ۸۳ ازدواج کردیم.بعد از ازدواج

مسئله خدمت سربازی و کارشان هم حل شد.

.

 مهریه من ۵۰۰ سکه بود اما باهم ۱۴ سکه را توافق کردیم و ایشان هم مهریه ام

را دادند.مراسم ازدواجمان نیز در منزل خودمان با حضور ۹۰ مهمان برگزار شد.

مجلس عروسی را که در منزل مادرم گرفتیم و ۳_۴ نوع غذا دادیم.خیلی ساده

نبود ولی به هر حال با توجه به موقعیت خودمان،عروسی نه خیلی ساده و نه

خیلی مجلل بود.ماشین پراید یکی از دوستان مصطفی را گل زده بودیم.

نسبت به ازدواج دوروبری ها مراسم ما خیلی ساده تر بود.هم خانواده ها از

این وضع راضی بودند و هم خودمان.هم جشن آبرومندانه ای بود و هم خیلی

خیلی ساده نبود.آقا مصطفی کارش طوری بود که اکثر اوقات در خانه نبود که

بتواند کمکی بکند،ولی اگر کاری از دستش برمیآمد انجام میداد.

مثلاً وقتی مهمانی سرزده میرسید کمک میکرد. .

.

 شرط ازدواج مصطفی با همسرش این بود که اگر یک روز ازدواج کردیم

و من خواستم به لبنان بروم و شهید شوم حق نداری جلوی من را بگیری.

قبل از عقدمان خواب دیدم،هوا بارانی است و من سر مزاری نشسته بودم

که روی سنگ مزار نوشته شده بود شهید مصطفی احمدی روشن

این خواب را  برایش تعریف کردم.یک لحظه هم بعد از ازدواجمان فکر

نمیکردم که او به شهادت نرسد.

هدیه خدا

  • ۰۵:۲۲

💟عقدرادردنیامی بندند،

ولی انعقاد مربوط به عالم بالاست☝

تاانعقادنباشد،عقدصورت نمی گیرد💕

پس همسری راکه دارید،

اول خدابرایتان بریده بود که عقدشماهم عملی شد💑

خدا هم که جز *خوب* برای بنده ی مومن نمی برد👼🌹


پس قدرآنچه خداعطاکرده است بدانید...

ارزش هدیه به هدیه دهنده است🍃

هرچه ازدوست رسد،نیکوست... 💞


حاج اسماعیل دولابی



زن صمد

  • ۰۴:۵۹

🍂 روزی خانه یکی از دوستان رفتم که ویلایی بود و دو در داشت. و او همیشه از در پشتی می‌رفت و این در، ارتفاعش کم بود و باید برای داخل خانه رفتن انسان خم می‌شد.

پرسیدم، چرا ارتفاع این درب را بالاتر نمی‌بری؟ جواب قشنگی داد. 


🔅گفت: این در فقط برای ورود من است. چون وقتی از بیرون می‌آیم می‌خواهم قد خود را خم کنم، و غرورم بشکند و بدانم، محل کار و ریاست تمام شد. 


🍁 به خانه ام می‌آیم، و اینجا کسانی‌که هستند، چشم انتظار تواضع و مهربانی من هستند، نه تکبر و امر و نهی من.

کسانی‌که اینجا هستند زن و فرزندان و اهل‌بیت من هستند نه کارگران کارخانه‌ام.


📜 در شهرستان خوی، در رژیم سابق مردی بود بنام صمد، که هیکل قوی داشت و همیشه مست بود و وقتی مست می‌کرد، خیابان را می‌بست و کسی حتی پلیس، جرأت نزدیک شدن به او را نداشت.

صمد، زنی داشت به نام کبری، وقتی مست می‌کرد همه سراغ زنش می‌رفتند و از او می‌خواستند بیاید و شوهرش را از خیابان جمع کند.

وقتی صمد، کبری را می دید، شمشیر را پنهان می‌کرد و می‌گفت: چشم، الان آمدم شما تشریف ببرید منزل .

این رفتار به اصطلاح امروز، زن ذلیلی صمد، برای مردم شهر جای تعجب بود. وقتی از او علت را پرسیدند، گفتند صمد، یک شهر از تو می‌ترسد و تو از زنت؟؟


🔆🔅صمد گفت: اشتباه نکنید آبروی من دست اوست، اگر زنم پنهانی با مردی دوست شود و جایی رود و کسی ببیند، من حتی اگر او را بکشم هم، باز آبروی من می‌رود و کسی برای عربده و شمشیر من تره هم خورد نمی‌کند و با خود می‌گوید: اگر عرضه داشت زنش از او می‌ترسید!! این عربده کشیدن من به‌خاطر سلامت نفس و پاکدامنی اوست.

✅ یک راه مهم پیشگیری از فساد اخلاق

  • ۰۴:۵۷

🔸اگر انسان خیال را در اختیار خودش نگیرد یکی از چیزهایی است که انسان را فاسد می ‌کند؛ یعنی انسان نیاز به تمرکز قوّه خیال دارد. اگر قوّه خیال آزاد باشد، منشأ فساد اخلاق انسان می‌ شود. 


🔹امیرالمؤمنین علیه السلام می ‌فرمایند: النَّفْسُ انْ لَمْ تَشْغَلْهُ شَغَلَک؛ یعنی اگر تو نفس را به کاری مشغول نکنی، او تو را به خودش مشغول می‌ کند. 


🔸یک چیزهایی است که اگر انسان آنها را به کاری نگمارد طوری نمی ‌شود، مثل یک جماد است. این انگشتر را که من به انگشتم می‌ کنم، اگر روی طاقچه‌ ای یا در جعبه‌ ای بگذارم طوری نمی‌ شود.

 

🔹ولی نفس انسان جور دیگری است، همیشه باید او را مشغول داشت؛ یعنی همیشه باید یک کاری داشته باشد که او را متمرکز کند و وادار به آن کار نماید و الّا اگر شما به او کار نداشته باشید، او شما را به آنچه که دلش می ‌خواهد وادار می‌ کند و آن وقت است که دریچه خیال به روی انسان باز می‌ شود؛ در رختخواب فکر می‌ کند، در بازار فکر می‌ کند، همین‌ طور خیال خیال خیال، و همین خیالات است که انسان را به هزاران نوع گناه می ‌کشاند. 


🔸اما برعکس، وقتی که انسان یک کار و یک شغل دارد، آن کار و شغل، او را به سوی خود می ‌کشد و جذب می ‌کند.


📙 تعلیم و تربیت در اسلام، ص278

یک مرد بزرگ

  • ۰۴:۲۰


🌹 یاد شهید بابایی بخیر که طلاهای همسرش را فروخت و به افسران و سربازان متاهل داد و گفت: 

🍃 مایحتاج عمومی گران شده و حقوق شما کفاف خرج زندگی را نمی دهد!🍂



⛔️این رابطه به ازدواج ختم نمی‌شود!

  • ۰۴:۳۲

واقعیت این است که در رابطه دختر و پسر، اگر پسری بخواهد رابطه اش را به سمت ازدواج ببرد، معطل نمی کند و این کار را به تاخیر نمی اندازد.


گاهی اوقات ممکن است درگیر یک رابطه عاطفی باشید که مدت زیادی به طول انجامیده است بدون آن که در آن حرفی از ازدواج به میان آید یا اقدامی جدی صورت بگیرد.



در این صورت شما مدام منتظرید تا همه چیز به خوبی پیش برود و ماجرا سمت و سوی جدی تری بگیرد.

بنابراین به موقعیت های ازدواج دیگرتان فکر نمی کنید، 

فرصت ها را از دست می دهید و همچنان منتظر پیشنهاد ازدواج طرف مقابل تان می مانید.



اگر درگیر چنین رابطه ای هستید، باید بگوییم بیشتر مراقب خودتان باشید. 

ممکن است فرصت هایی که از دست می دهید، تکرار نشدنی باشند. 

واقعیت این است که در رابطه دختر و پسر، اگر پسری بخواهد رابطه اش را به سمت ازدواج ببرد، معطل نمی کند و این کار را به تاخیر نمی اندازد.

شعور ازدواج!

  • ۰۴:۴۶

خبرگزاری فارس بنقل از «سیدرضا صالحی‌امیری» مشاور رئیس جمهور نقل کرده:

«بنده به شدت نگرانم و معتقدم شبکه‌های اجتماعی جوانان را در آینده غرق می‌کند ... بسیاری از جوانان ایرانی به ازدواج سفید روی آورده‌اند! لطفا شوخی‌ها را کنار بگذارید چون رشد طلاق بالا‌ست، کاهش ازدواج موجب افزایش ازدواج‌ سیاه در جامعه می‌شود»


بیرون از مشکلات مالی غیر قابل انکار در امر ازدواج و فارغ از نگرانی قابل احترام مقام مزبور اما دغدغه ایشان هر چند مفهوم است اما درک شان از مسئله فاقد عمق است.

درد امروز جامعه ایران ازدواج سفید و یا سیاه و یشمی و زیتونی یا صورتی راه راه بخشی از جوانان نیست!

جناب مشاور محترم و ایضاً دیگر دردمندان در این حوزه آیا تصور می فرمایند مشکل امروز جوانان «ازدواج سفید» است!؟ و چنانچه جوانان را به ازدواج سنتی مطابق آداب و روال و شعائر و مناسک و آئین های سنتی و مذهبی و شرعی مسبوق به سابقه در ایران ترغیب نمایند؛ مشکل مرتفع شده و زوج های جوان به حول قوه الهی با پیوندی سرشار از مفاهمه و معاشقه و معنویت و رهبانیت، تشکیل خانواده خواهند داد و عمری را با تشریک مساعی مسئولانه در کنار یکدیگر به خرمی و خوشدلی زناشوئی خواهند نمود !؟

خیر ـ مشکل در جائی دیگر است و بازگشت به آن دارد که جوانان مزبور اساساً فهم و شعور ازدواج در مقام «پیوند وفاداری» را نداشته و با یک توهم سیندرلائی و درکی سانتی مانتال از ازدواج، یکدیگر را پرنس و پرنسسی تلقی می کنند که قرار است جناب پرنس سوار بر اسبی سفید نزول اجلال فرموده و سرکار خانم پرنسس را با کالسکه زرین به قصر بلورین و مشترک شان تشریف فرمائی کنند!

مصیبت آنجاست که این بخش از جوانان در کنار چنین فهم معوجی از ازدواج، در مصیبتی افزون تر همه شعورشان از شان و رسالت پدر و مادری نیز منحصر به یک شب هم خوابگی و آمیزش جنسی مکانیکی و انعقاد نطفه و ساختن و تولد فرزند و بزرگ کردن پروتکلی مشتمل بر تامین حوائج و اغذیه و البسه و مدرسه و مشغله است.


توهم و فهمی حباب گونه از «پیوند ازدواج» که در فردای روزمره گی و عادی شدن هیجانات عشقی و جنسی و برخورد با دیوار واقعیت و مسئولیت به طرفة العینی آن رومئو و ژولیت تب زده را مُبدل به هیولاهائی می کند که ادیبانه ترین گفتمان شان «حالم دیگه ازت بهم می خوره» خواهد شد! در حالی که یک یا دو فرزند نیز که کمترین تقصیری در ورود به این ازدواج و بی پدر و مادری محتوم (!) نداشته اند را نیز معطل و مسخره بی شعوری خود کرده اند!

وقتی به ازدواج تحت عایق بندی ها حداکثری و بدآموزی ها و رویا القائی های ماهواره ای صرفا به چشم یک فرصت برای تخلیه مطالبات انباشته جنسی توام با توهم رومئو ـ ژولیتی نگریسه شود!

وقتی ازدواج نزد چنین جوانانی فاقد مفهوم «پیوند وفاداری» است و درکی از رسالت پدر و مادری بمنظور تربیت اخلاقی فرزند و تحویل انسانی سالم و صالح به جامعه و تقدیم بنده ای خاضع و خاشع به خداوند ندارند!

وقتی چنان جوانانی در زندگی مشترک شان ناتوان از درک این واقعیت اند که «تفاهم یعنی برسمیت شناختن تفاوت ها» در آن صورت ازدواج ایشان چه سفید باشد چه سیاه و چه سنتی باشد و چه مدرن در نهایت آن پیوند هوس بازانه محکوم و محتوم به گسستی تلخ کامانه است!

به قلم داریوش سجادی


۱ ۲ ۳ . . . ۸ ۹ ۱۰
طراح قالب عرفان قدرت گرفته از بیان