🍃💐قمر در عقرب چیست؟

  • ۰۵:۱۲

قمر در عقرب به این معنا است که (برای کسی که روی زمین قرار دارد) کره ماه، برابر صورت فلکى" عقرب" واقع شده است.


در روایتی امام صادق علیه السلام می فرمایند: 

« هر کس در هنگامی که قمر در عقرب باشد، 

مسافرت یا #ازدواج نماید، خیری نمی بیند». 

بر اساس روایات و نیز علم نجوم و اخترشناسی؛ 

خواندن عقد ازدواج، مسافرت، اقدام برای بچه دار شدن (انعقاد نطفه)، افتتاح کار و کسب و تجارت، حجامت، تعیین و تغییر نام، گذاشتن سنگ بنای کارهای مهم و بطور کلی انجام هر یک از کارهای اساسی در روزهای نحس و قمر در عقرب هم از نظر علماء دینی و هم از نظر منجّمین توصیه نمیگردد بلکه علما فتوی به کراهت اعمال بالا در ایام قمر در عقرب داده اند .

ازدواج روشن

  • ۰۴:۴۷

همسر شهیداحمدی روشن :

.

 آقا مصطفی مرا در دانشگاه دیده بود و میگفت:«حجب و حیای و متانت تو

با دیگران فرق میکرد و دلیل اصلی انتخابم این بود»

ایشان فوق العاده صادق بودند،زمانی که پیشنهاد ازدواج دادند،به من گفتند:

«من نه کار دارم،نه سربازی رفتم و نه درسم تمام شده»بنده با توجه به محبت،

ایمان و صداقت آقا مصطفی رضایت اولیه را دادم و این قضیه ۳ سال طول

کشید.من و آقا مصطفی سال ۸۲ عقد و سال ۸۳ ازدواج کردیم.بعد از ازدواج

مسئله خدمت سربازی و کارشان هم حل شد.

.

 مهریه من ۵۰۰ سکه بود اما باهم ۱۴ سکه را توافق کردیم و ایشان هم مهریه ام

را دادند.مراسم ازدواجمان نیز در منزل خودمان با حضور ۹۰ مهمان برگزار شد.

مجلس عروسی را که در منزل مادرم گرفتیم و ۳_۴ نوع غذا دادیم.خیلی ساده

نبود ولی به هر حال با توجه به موقعیت خودمان،عروسی نه خیلی ساده و نه

خیلی مجلل بود.ماشین پراید یکی از دوستان مصطفی را گل زده بودیم.

نسبت به ازدواج دوروبری ها مراسم ما خیلی ساده تر بود.هم خانواده ها از

این وضع راضی بودند و هم خودمان.هم جشن آبرومندانه ای بود و هم خیلی

خیلی ساده نبود.آقا مصطفی کارش طوری بود که اکثر اوقات در خانه نبود که

بتواند کمکی بکند،ولی اگر کاری از دستش برمیآمد انجام میداد.

مثلاً وقتی مهمانی سرزده میرسید کمک میکرد. .

.

 شرط ازدواج مصطفی با همسرش این بود که اگر یک روز ازدواج کردیم

و من خواستم به لبنان بروم و شهید شوم حق نداری جلوی من را بگیری.

قبل از عقدمان خواب دیدم،هوا بارانی است و من سر مزاری نشسته بودم

که روی سنگ مزار نوشته شده بود شهید مصطفی احمدی روشن

این خواب را  برایش تعریف کردم.یک لحظه هم بعد از ازدواجمان فکر

نمیکردم که او به شهادت نرسد.

هدیه خدا

  • ۰۵:۲۲

💟عقدرادردنیامی بندند،

ولی انعقاد مربوط به عالم بالاست☝

تاانعقادنباشد،عقدصورت نمی گیرد💕

پس همسری راکه دارید،

اول خدابرایتان بریده بود که عقدشماهم عملی شد💑

خدا هم که جز *خوب* برای بنده ی مومن نمی برد👼🌹


پس قدرآنچه خداعطاکرده است بدانید...

ارزش هدیه به هدیه دهنده است🍃

هرچه ازدوست رسد،نیکوست... 💞


حاج اسماعیل دولابی



✅ خواستگاری سنتیِ خوب، این شکلیست!

  • ۰۴:۱۳


 🔸 یک ایراد بزرگ در خواستگاری سنتی، کم بودن شناخت و زود عقد کردن است. خیلی از کسانی که به شیوه سنتی خواستگاری می کنند، قایل به محدودیت های خاصی هستند. محدودیت هایی مثل تصمیم گیری فوری، کش ندادن مقدمات و محرم شدن بعد از چند جلسه صحبت. در این خواستگاری ها، معمولا بزرگترها اصرار دارند که دو طرف، شناخت بیشتر را به دوران پس از عقد موکول کنند و همین بزرگترین آسیب یک خواستگاری سنتی است.


✨ اگر تا پیش از این، خانواده ها نگران بودند طولانی شدن رفت و آمدها دختر و پسر جوانشان را سر زبان فامیل بیندازد، حالا بعد از عقد، نگران این هستند که اگر حرفی از جدایی و عدم تفاهم به میان بیاید، باز انگشت نما شوند. این عجله و کمبود شناخت در خواستگاری سنتی، آسیبی است که ترکش هایش تا سال ها بعد به رابطه زوج جوان اصابت می کند. 


🌻 با این حال، خواستگاری سنتی  مزایایی هم دارد که نمی توان از آن چشم پوشید. مثلا در این خواستگاری ها، افراد بیشتری در انتخاب💞همسر به دختر و پسر کمک می کنند. نظرات پخته و با تجربه بیشتری به جوان ها داده می شود و حرمت بزرگترها هم بیشتر حفظ خواهد شد.


🔮 این نوع خواستگاری که با عرف ما هم هماهنگ تر است، با عقلانیت بیشتری توام است و قبل از آنکه دختر و پسر به هم وابسته شوند، آنها را در مسیر شناخت منطقی قرار می دهد.


 ❓ اما چطور باید این خواستگاری را از آسیب هایی که دارد دور کرد و به حالت ایده آل رساند؟  ما به شما خواهیم گفت:


🔰 1- در هنگام خواستگاری رسمی  ، نیازی نیست موضوع را به همه فامیل و دوست و در و همسایه بگویید. موضوع را تا زمان بله بران یا عقد مخفی نگه دارید و سعی کنید در آرامش به شناخت و رفت و آمدتان ادامه دهید.


🔰 2- به قدر کافی وقت بگذارید. با آگاهی خانواده ها با هم رفت و آمد کنید و البته زمان محدودی مثلا یک یا دو ماه را برای شناخت در نظر بگیرید. در این مدت، خانواده ها به هیچ وجه دختر و پسر را وادار به تصمیم گیری زودتر نکرده یا از برنامه ریزی های عروسی حرفی نزنند.


🔰 3- در مدتی که شما مشغول شناخت یکدیگر هستید، خانواده ها هم باید با هم آشنا شوند، تفاوت ها و شباهت های یکدیگر را بشناسند و سعی در مصالحه داشته باشند.


🔰 4- از مشاوره رفتن غافل نشوید. هر ازدواجی به مشاوره نیاز دارد. چون مشاور ازدواج ویژگی های شما دو نفر را می سنجد، بحران های احتمالی ازدواجتان را به شما می گوید و بر اساس آن راهنمایی تان می کند که چه تصمیمی بگیرید.


دکتر انوشه

هنوز زنده ای؟؟

  • ۰۴:۴۱


‍ ❤️حتما بخوانید


نیمی از #دینش نیست!

انتظار دارد به #کمال هم برسد...


مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ أَحْرَزَ نِصْفَ دِینِهِ...

این روایت واقعیست!


پرسیدم متولد چندی؟

گفت هفتاد و پنج

گفتم سال چندمی؟

امسال میرم پایه 5


خانومت چند سالشه؟

گفت سه سال کوچیکتره!


چقد #مهریه؟

چهارده تا سکه...

البته سیصد تا بود ، با یه قباله زمین! (میخنده) بابام زنگ زد گفت وکالت میدی از طرف تو امضا کنم؟

آخه من قم بودم،گفتم نه!

من زمین و سیصد تا #سکه ام کجا بود؟ خودم میام شهرستان...


رفتم پیش پدرخانمم!

گفتم همین الان اسم سیصد تا سکه بینمون سردی و ناراحتی آورده!

وای بحال روزی که بره تو عقد نامه!

من ندارم این پول رو!

با 14 سکه نظرشونو جلب کردم!


گفتم؛خونه چی؟

یه خونه رهن کردم 12 تومن!

ده تومن از یکی قرض کردم ؛ دو تومن هم به صاحبخونه گفتم قسطی میدم!

اجاره هم 120 تومن.



عروسی چی؟

عروسی نمیگیرم!

قراره بعد ماه مبارک با خانومم بیایم مشهد؛

پنج روز خونه یکی از دوستام بمونیم...

خودشون نیستن،کلید داده برای #ماه_عسل بریم اونجا.

وقتی برگشتیم یه شام بدیم و بیایم #قم سر خونه زندگی و درس!


چقد شهریه میگیری؟

سر جمع سیصد هزار تومن !

قراره بابات کمکت کنه دیگه؟

نه حاجی!

بابام خودش خیلی گیر و گرفتاری داره ؛ همین پولو مدیریت میکنم با دویست تومن میگذرونم!!



پی نوشت اول:

میخواستم بگم نسل این آدم های #متوکل و #قانع و #صالح هنوز منقرض نشده!

هرچند که کاملا در شرف انقراض اند...


پی نوشت دوم:

من و تو به اینجور آدما میخندیم!

تقصیر ما هم نیست،یه مدل مزخرفی رو صدا و سیما به خورد ما داده!

که حتما اول زندگی خونه مبله و ماشین و طلا و جواهرات و عروسی آنچنانی!

ما هم گفتیم درستش همینه لابد! زشته اینا رو نداشته باشیم و ازدواج کنیم...

هرکی هم اینطوری ازدواج کنه دستمونو میذاریم جلو دهنمونو بهش میخندیم!

سن ازدواج رسیده به چند؟!

فکر میکنی دیگه تو اون سن حال بچه داری و همسرداری،داری؟!

.

پی نوشت سوم: قرار در زندگی به آرامش برسیم! نه با جشن عروسی و ماشین و ...


🔥 مهریه نامتعارف، فرهنگ غلطی که رواج یافته است

  • ۰۳:۵۵

✨✨✨✨✨✨✨✨

💧مهریه از لحاظ قانون قضایی تعریف خاصی ندارد و در عرف عمومی همان واژه ای است که به مال، پول، ملک و یا طلا و یا هر چیز دیگری اطلاق می شود که مرد در زمان جاری شدن صیغه عقد به زوجه داده و پرداخت آن بر ضمه اوست. البته در سایر ادیان شاید پرداخت مهریه به این سبک رایج نباشد اما در دین اسلام به آن کابین ، صداق و یا در بعضی مناطق شیربها هم اطلاق می شود. در عرف سه نوع مهر به نام های مهر السنه ، مهر المثل ومهر المسما وجود دارد. مهرالسنه که همان مهریه دختر پیغمبر اکرم(ص) است. مهر المثل به آن معناست که مهر دختر را همانند مهریه خواهرش و یا سایر فامیل در نظر می گیرند .در مهر المسما میزان معینی سکه، مثقال طلا و یا سایر کالا را به این  امر اختصاص می دهند. 

💝دعوت به ازدواج

  • ۰۳:۱۷

🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

💢یکی از محافظان مقام معظم رهبری در قالب خاطره ای گفت: یک روز که مقام معظم رهبری به کوههای اطراف تهران برای کوه پیمایی رفته بودند، با دختر و پسری دانشجو برخورد می کنند که به لحاظ ظاهری وضع نامناسبی داشتند.


💚آنها به یک باره در مقابل گروه ما قرار گرفتند و فرصت جمع و جور کردن و رسیدگی به وضع ظاهری خودشان نداشتند  از رفتار آنها مشخص بود که خیلی ترسیده بودند و اینگونه به نظر می رسید که آنها تصور می کردند که الآن آقا دستور دستگیری آنها را صادر خواهد کرد. ولی برخلاف تصور آنها، آقا با آنها سلام و علیک گرمی کرد و پرسید که شما زن و شوهر هستید؟

 آن پسر وقتی با خلق زیبای آقا مواجه شد، واقعیت را گفت؛ و جواب داد خیر، من و این دختر دوست هستیم.


✨آقا ابتدا درباره ورزش و مزایای آن با آنها صحبت کرد و بعد فرمود: بد نیست صیغه محرمیتی هم در میان شما برقرار شود و شما با هم ازدواج کنید. آقا به آنها پیشنهاد داد که اگر مایل بودید در فلان تاریخ بیائید، و من هم آمادگی دارم که شخصا خطبه عقد شما را بخوانم. 

🏁آن دو خداحافظی کردند و طبق قرار همراه خانواده خود در همان تاریخ به محضر ایشان رسیدند .


💍آقا هم خطبه عقد آن دو را جاری کردند. با برخورد کریمانه ایشان این دو جوان مسیر زندگی خود را تغییر دادند. آن دختر غیر محجبه به یک دختر محجبه و معنوی و آن پسر دانشجو هم به یک جوان مذهبی مبدل شدند.


📜منبع/ نشریه ماه تمام، شماره ۳،ص۱۷

💠💠💠💠💠💠💠💠

💠شرایط پرداخت نفقه

  • ۰۴:۰۷

🚥🚦🚥🚦🚥🚦🚥🚦

🍀به محض این که عقد ازدواج صورت پذیرفت و زوجین زندگی زناشویی خود را آغاز نمودند،شوهر مکلف به پرداخت نفقه است.

☘البته زوجه در صورتی مستحق نفقه است که از همسر خود تمکین نماید. 


⭐️تمکین به معنای اطاعت زن از شوهر در ادای وظایف زوجیت،حسن معاشرت و سکونت در منزل شوهر است.به زنی که از همسرش در مفهوم خاص و عام اطاعت ننماید «ناشزه» گویند. 


🌼ماده 1108 قانون مدنی:هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند، مستحق نفقه نخواهد بود. 


💢ترک منزل از ناحیه زوجه و تعلیق نفقه : 

زوج وظیفه دارد که در حد توانش منزلی مستقل و متناسب با شئونات زوجه فراهم نماید. حال اگر این منزل از جنبه شئونات اجتماعی مطابق حال زن باشد ولی به سر بردن در آن منزل موجب شود که احتمال ضرر و زیان شرافتی یا بدنی(آزار و اذیت) زوجه برود،خروج وی از منزل «نشوز و عدم اطاعت» محسوب نمی‎گردد و نفقه تا زمان برطرف شدن مشکل به وی تعلق خواهد گرفت.

⏩⏪⏩⏪⏩⏪⏩⏪⏩

🐋شعر طنز ازدواج

  • ۰۳:۵۶

🌻🌹🌻🌹🌻🌹🌻🌹🌻

بشنو از من چون حکایت میکنم


از جدایی ها شکایت میکنم


کز تجرد تا مرا ببریده اند


از شعورم بارها پرسیده اند


چند سال پیش استادان فن


در خلال گفتگوهایی به من


منعکس کردند این اخبار را


این خبرهای مسرت بار را


ازدواج از روزگاران الست


از فنون انتحاری بود وهست

🌺ماجرای ازدواج شهید مرتضی مطهری🌺

  • ۰۴:۰۵

 ☘☘☘☘☘☘☘

 🔰چون ایشان از نظر مالی وضع چندان مناسبی نداشتند چه کسی حاضر بود با او زندگی کند و باعث رشد و شکوفایی علمی او نیز بشود؟

 اما استاد مرتضی مطهری در میان تمام خصوصیات خوبی که داشت، یکی هم این بود که در همه کارها به خدا توکل می‌کرد.

🔅مرتضی مطهری دختر آیت‌الله روحانی را که استادش بودند برای ازدواج انتخاب کردند.

💠خود همسر استاد مطهری در این باره می‌گوید:

❇️«یازده ساله بودم که یک شب خواب دیدم به اتاق پدرم رفته‌ام. در اتاق پدرم، روی زمین یک ورق کاغذ افتاده بود، وقتی کاغذ را برداشتم دیدم روی آن نوشته است: فلانی (یعنی من) برای مرتضی در بیست‌ و نهم ماه عقد می‌شود.

✅از دیدن این خواب، خیلی تعجب کردم، اما آن را با هیچ‌کس در میان نگذاشتم، تا اینکه مدتی گذشت.

🔵 خواستگاران متعددی می‌آمدند ولی مادرم مخالفت می‌کرد تا اینکه وقتی سیزده ساله بودم ، آقای مطهری به خواستگاریم آمدند و با مخالفت شدید مادرم روبه‌رو شد؛ چون مادرم در یک خانواده غیر روحانی و مرفه بزرگ شده بود و می‌گفت: دخترم را به روحانی شوهر نمی‌دهم.

🔴 سرانجام بعد از مدتی مادرم راضی به ازدواج ما شد. روز بیست‌ و سوم مادرم موافقت کرد و همان روز آقای مطهری گفتند:

◽️ بیست و نهم برای عقد روز مناسبی است و موافقت شد. من در روز بیست‌ونهم به عقد ایشان درآمدم. در آن وقت بود که حقیقت خوابی که دیدم برایم روشن شد».

🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺

۱ ۲
طراح قالب عرفان قدرت گرفته از بیان