• /

    ازدواج آسان

  • /

    ازدواج آسان

  • /

    ازدواج آسان

  • /

    ازدواج آسان

  • /

    ازدواج آسان

قایق سواری


نیمه شبی چند دوست به قایق سواری رفتند و مدت زیادی پارو زدند.

سپیده که زد گفتند چقدر رفته ایم؟

تمام شب را پارو زده ایم!

اما دیدند درست در همان جایی هستند که شب پیش بودند! آنان تمام شب را پارو زده بودند،

ولی یادشان رفته بود طناب قایق را از ساحل باز کنند!


در اقیانوس بی پایان هستی، انسانی که قایقش 🚤 را از این ساحل باز نکرده باشد هر چقدر هم که رنج ببرد، به هیچ کجا نخواهد رسید.

.

قایق تو به کجا بسته شده است؟

آیا به بدنت بسته شده؟

به شهوتت؟؟؟!!

به افکارت؟

به ناامیدی هایت؟

به ترســها و نگرانیــهایت؟

به گذشته ات؟

و یا به عواطفت؟ ... این ها ساحل های تو هستن



دسته بندی :
حکایت

دیدگاه ها [ ۰ ]
هیچ دیدگاهی هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی